الفيض الكاشاني

341

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

پيامبر ( ص ) فرمود : « تو را به خدا آيا در نفست خطور كرده كه در ميان مردم بهتر از تو نيست ؟ گفت آرى » « 117 » از اين رو پيامبر ( ص ) با نور نبوّت آنچه را در دل پنهان كرده بود به صورت سياهى شيطان در رخسارش ديد و اين آفتى است كه هيچ يك از عابدان از آن در امان نيستند مگر كسى كه خدا او را حفظ كند . ليكن آفت تكبّر در مورد عالمان و عابدان سه درجه است : 1 - درجهء اوّل آن است كه تكبّر در قلب شخص جايگزين شده باشد و خود را بهتر از ديگران بداند جز اين كه مىكوشد و تواضع مىكند و عملش همانند كسى است كه ديگران را بهتر از خودش مىداند ؛ در دل اين شخص درخت تكبّر ريشه دوانيده ولى شاخه‌هاى آن را بكلّى قطع كرده است . 2 - درجهء دوّم آن است كه تكبّر در كارهاى شخص ظاهر شود بدين گونه كه در مجالس خود را برتر از همگنان بداند و بر آنها مقدّم شود و هر كه در حقّش كوتاهى كند آشكارا از او بيزارى جويد و كمترين آن حالت در مورد عالم اين است كه چهره‌اش را از مردم برگرداند و گويى از آنان روى مىگرداند و در مورد عابد اين است كه چهره در هم كشد و گره بر پيشانى اندازد گويى از مردم ممتاز است و آنان را پليد مىداند يا بر آنان خشمگين است . بيچاره نمىداند كه ديندارى در پيشانى و گره انداختن آن نيست و نيز در چهرهء گرفته و روىبرگردان از مردم و سر به زير افكندن و دامن جمع كردن نيست بلكه ديندارى فقط در دلهاست . پيامبر ( ص ) فرمود : « تقوا اينجاست » « 118 » و به سينه‌اش اشاره فرمود ، پيامبر ( ص ) گرامىترين و پرهيزگارترين مردم و نيز خوشخوترين و گشاده‌روىترين و متبسّم‌ترين مردم بود ؛ از اين رو حارث بن جزء زبيدى يار رسول خدا ( ص ) فرمود : در ميان قاريان ( قرآن ) هر كدام كه خوشرو و خندان است مرا به شگفت

--> ( 117 ) اين حديث را احمد و بزار و دار قطنى از حديث انس روايت كرده‌اند چنان كه در المغنى است . ( 118 ) مسلم اين حديث را از حديث ابو هريره روايت كرده و پيش از اين گذشت .